تبليغاتX
divoneyeparisa
divoneyeparisa
جدایی من نمیخواستم خدا کرد///نمیدونم کدوم کافر دعا کرد..............





سلام دوستان عزیز ! از این که به وبلاگ من سر زدید ممنون . لطفا ً اگه تونستید یک نظر هم بدید . خیلی ممنون
منوي اصلي
صفحه نخست
ايميل به مدير
وضعيت در ياهو



موضوعات

-->قالـبــهاي وبـــلاگ
قالبهاي پيشرفته
قالبهاي گرافيكي
قالبهاي فانتزي
قالهاي رسمي واداراي
قالبهاي ساده
قالبهاي متفرقه
_________________
--> قالـــب لينـك باكـس
قالب لينك باكس 1
قالب لينك باكس 2
________________
--> قــالــــب ســـــايت
قالبهاي پيشرفته
قالبهاي زيبا
_________________
--> كـــدهـــاي جـــــاوا
جديدترين كدهاي جاوا
كدهاي قديمي جاوا
Title به حركت درآوردن
تغيير رنگ
كدهاي موزيك
قطع Viev sourse
كدهاي ساعت جاوا
كدهاي موس
________________
--> زيباساز ويندوز
ويندوز
فتوشاپ
طراحي وبلاگ
هك وسريال
نرم افزارهاي متفرقه
_________________
--->بخش دانلود
بازي
تست هوش
_________________
-->تبليغات و افزايش آمار
150و40 جستوجوگر
__________________
-->آموزشی هک
آموزش فتوشاپ
& ساخت لوگو
& ساخت بنر
& ساخت وبلاگ
_________________
-->تبليـغات و آمار
& كليكي 20
& درآمد مادام العمر
& مسابقه 100 هزار تومان
& درآمد ماهيانه
_________________


آرشيو وبلاگ

هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
آرشيو



.: قسمت تبلیغات :.

جای تبلیغات شما


و امروز پایان غم انگیز وبسایت.................

خداحافظ تا ابد


|
نويسنده : ye ashegh | تاریخ : دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387


سلام بچه ها

ببخشید خیلی سرم شلوغه

الان حوصله ی نوشتن ندارم.

دارم سرنوشتمو  روی کاغز آماده میکنم تا بعدا بزارم

چند روز دیگه آماده میشه

فعلا یا علی

اگه کاری داشتین آف بزارید 


|
نويسنده : ye ashegh | تاریخ : چهارشنبه دوم مرداد 1387

قابل توجه............................................

با سلام به دوستان . ممنون که سر میزنید . مخصوصا آرمین عزیز

من فردا میرم مسافرت و ۱۵ روز نیستم. بعدش که اومدم چاکره بچه ها هم هستم و به خاطر درخواستشون سرگذشت زندگیمو مینویسم.

آرمین جان ببخشید وقت نداشتم زودتر بنویسم.

۱۳۸۷/۴/۲۵ برمیگردم و زندگینامه غمناک و البته هیجانیمو که مطمئن باشید جالبه مینویسم .

آرمین جان خوشحال میشم بازم نظرای قشنگتو دریغ نکنی.

خداحافظ همین حالا............................................


|
نويسنده : ye ashegh | تاریخ : یکشنبه نهم تیر 1387

آخرین نامه.................

سلام

خوب هستین

میخوام امروز فقط بنویسم و دیگه تمومش کنم چه جوری میخوام تمومش کنم تو اخر میبینین

میخوام این آخرای عمری از پریسا و برا پریسا بگم

 نامه های من که در روزهای آخر زندگیم به تنهاترین عشقم و ابدیترین عشقم نوشته میشه

بنام خدای که منو عاشق تو کرد و عشق من تو شدی

سلام پریسای قشنگم

خوبی گل من

این آخرین نوشته من برای توست تویی که بهترین عشق من هستی و بودی پریسا جونم برا فراموش کردن تو چیزی به ذهنم نرسید میدونم بعد مرگم بازم خاطرات تو با منه میدونم که تو و خاطرات تو در وجود من خلاصه شده میدونم که بدون فکرو خاطرات تو این زندگی برام شیرین نیست من این زندگی بدون  پریسا نمیخوام به خدا نمیخوام میرم تا راحت شم

گل قشنگ زندگیم تو خدای عشق من بودی تو بهترین عشق دنیایی تو همه چیزو همه کس من بودی عشق من نمیدونم با چه لحنی با چه لهجه ای بهت بگم پریسا  دوستت دارم

 پریسامن بهترین دوران زندگیم بهترین روزای زندگیم با بودن تو سپری شد تو بهترین کس من بودی

تو بودی که منو درک کرده بودی تو بودی که منو به زندگی کردن امیدوار میکردی تو بودی که خندرو تو لبام میکاشتی

عزیز من زندگی دیگه برام مهربونی نمیکنه زندگی دیگه به روم نمیخنده میخوام تو دنیای دیگه ای زندگی کنم مهربونترین دختر دنیا تحمل دوریتو نداشتم برا اون به این زندگی بدون تو میخوام خاتمه بدم

میگن عاشقی که به عشقش نرسید باید بمیره تا قلبش راحت باشه منم میخوام بمیرم تا قلبم که جایگاه توست راحت بشه میدونی پریسا دلم برا اون دوستت دارمهای که میگفتی تنگ شده

دستام گرمیه دستاتو میخوان  پریسا دارم دق میکنم بغض قلمو داره خفه میکنه شاید اثر نکنه ولی میگن آخرشه پریسا داره روز وداع نزدیک میشه همه جای بدنم سست شده

کاش الان پیشم بودی و اینجوری درد نمیکشیدم کاش الان اینجا بودی تا اینجوری به زندگی پشت نمیکردم....

دوباره دل هوای با تو بودن کرده

                                        نگو این دل دوری عشقتو باور کرده

دل من خسته از این دست به دعاها بردن

                                    همه آرزوهام با رفتن تو مردن

دیگه کجا میتونم ببینمت اگه هم بخوام نمیتونم برگردم چون خیلی دیره آخه همه جای بدنمو گرفته کی میدونه چی میگذره تو این لاشه من کی میتونه به دادم برسه میدونم هیچکس جز خودت....

این زندگی بدون تو خیلی زشته خیلی بده خیلی غم انگیزه دیگه نمیخوام فقط غصه بخورم شادی حسین تو میخواد خودشو راحت کنه حسین میخواد بمیره

 پریسا میدونی همیشه دوست داشتم اسممو هی تکرار کنی و بگی حسین بازم بگی حسین یادش بخیر  پریسا تو خیلی مهربونی اونروز یادم نمیره که وفتی اسمتو هی صدا زدم و تو ناراحت نمیشدی و با حوصله میگفتی بله جونم... ای خدا دلم لک زده برا اونروزا

کاش زندگی هم مثل نوار ویدوئی بود و میتونستیم برشگردونیم به عقب....

یادگار تو به من رنگ غروبه

                       لحظه های با تو بودن عاشقونه

نرو از پیشم نرو نذار بمیرم

                      تو بذار تو خلوتت آروم بگیرم

دیگه پریسا از کجا بگم از کدوم دردم بگم ....

فقط خوشحالم که تو خوشحالی و آرزو میکنم که به همه آرزوهات برسی

ما که بختمون از اول بخت بد بیاری بود

                          آخر روزای خوبمون که گریه زاری بود

روزای بد میرنو روزای بدتر میاد

                         از دلی غمزده من نمیدونم چی میخواد

واقعا پریسا که خانمی برا خودت واقعا که خدای عشق منی تو پریسا فکر میکنی تو اون دنیا هم دلتنگت میشم؟ بازم به تو و به عشقمون فکر میکنم؟

خیلی وقته ندیدمت کاش این روزای آخر صورت ماهتو میدیدم اون لبخند قشنگتو میدیدم او نگاهت که مرده و کشته اون نگاتم میدیدم

با تو انگار تویه یک خونه بودم

با تو انگار تنها یک دونه بودم

چرا دیونگی کردم نمیدونم

با دلم چرا اینجوری کردم    به خدا نمیدونم

 پریسااین روزای آخرو میخوام با تو باشم به تو فکر کنم

 پریسا دیگه داره اشکم در میاد الان گوشیو برداشتم خواستم بهت زنگ بزنم نتونستم بخدا نتونستم ولی خیلی دوست داشتم برای آخرین بار صدای قشنگتو بشنوم پریسا دارم میمیرم

بیخیال از اینکه من پای عشقت جون میدم

بدون اینو یه روزی عشقو بهت نشون میدم

روز اول آشنایمون یادش بخیر چه تصادفی با هم آشنا شدیم من اون کسیو که باعث جداییمون شدرو نفرین نمیکنم چون از دل اونم خبر دارم پریسا پریسا پریساپریسا  وقتی اسمتو صدا میزنم به آرامش میرسم

صدات کردم  جوابمو نمیدی

کمی به حرفام تو بها نمیدی

یه جمله دوستت دارم تو نمیگی

هر چی که تو دلت داری اونم بهم نمیگی

چه جور باید بهت بگم دست از تو بر نمیدارم

میخوام که فریاد بزنم بگم که عاشقت منم

میخوام که با تو باشم  فقط با تو فقط با تو

بمیرمو فدا شم فقط با تو فقط با تو

 پریسا جان وقت خداحافظی رسیده عزیزم دیگه موقعش رسیده میخوام بگم ولی میترسم اینو بگم

میدونی میخوام بگم تو اون دنیا منتظرتم ولی میترسم ناراحت بشی برا اون نمیگم

یادمه ناز دو چشمای قشنگت

یادمه اون گونه های رنگا وا رنگت

یادمه مهربونیت با دل من

یادمه فرق چشای مهربونت

اولین شب یادمه اون روزا یادمه تاکسی تو جلو با همدیگه یادمه  همیشه تو کنار هم بودن یادمه   هر روز با تلفن صحبت کردن یادمه  همه چی یادمه   خوندن ترانه منو این همه خوشبختی محاله محاله   باورم نمیشه پیش من نشستی بخاطر من از همه گسستی یادمه  منو هر روز صبح با تلفن بیدار میکردی یادمه بیوفاییهات به خدا یادم نمیاد اخه تو بیوفا نبودی

پریسای  مهربونم از خدا میخوام که همیشه مراقب تو باشه و کمک حالت باشه

خداحافظ خدای عشقم

عاشق وفادارت حسین

من همیشه با یاد تو و تو بدون یاد من

من به عشق دیدن تو و تو با ندیدن من

مردم دیگه کسی نیست بگه شادی

دیگه اون عاشق دلسوخترو نخواهی دید

دیگه عاشق شادی برا همیشه به زیر خاک رفت

 


|
نويسنده : ye ashegh | تاریخ : یکشنبه نهم تیر 1387

تنهای تنهای تنها !

میخواستم برایت از شب های پر ستاره ام بنویسم
آمده ام تا گفتني ها را ببارم
هنوز هم برايت مينويسم
از دلتنگي و تنهايي  تنها بودن ها
هنوز هم شب هاي بي قراري هق هق هايم با صداي تيک تيک ساعت
عاشقانه  در هم ميپيچد
مادرم که اشک هايم را ميبيند...با بغض برايم دعا ميکند
بي تفاوت شده ام...حرف هايشان
را ميشنوم...مدام ميگويند
خسته ميشوم از زمزمه ها
بهانه هايت...اشک هاي من چي؟
به نيمه راه نرسيده بايد تمام شد؟
دنياي زيباييست زندگي ميکنيم
براي مردن
افسوس که هنوز نمرده لاشه شده ايم
گم شده ام در ميان خاطرات سوخته گذشته
مينويسم
مينويسم
برايت از روزهاي طلايي که مرده اند مينويسم
روزهايي که با آلوچه هاي ترش مزه سپري شدند
با دستاي شکلاتي و موهاي خامه اي تو
روز هايي که با بادکنک قرمز عاشق شدم
و در آغوش تو براي چند ثانيه به آرامش رسيدم
روز هايي که با دوستت دارم هايت هزار بار جان دادم
مينويسم چون هيچوقت نوشته هايم را تا آخر نخواندي
چون هيچوقت برايم شب هاي بيخوابي شعر نخواندي
مينويسم چون ديگر کسي نيست وقت سيگار کشيدن
با گاز هاي کوچک وحشي تنبيهم کند و از درون ديوانه شوم
کسي نيست که با عطر تنش مدام غرق زندگي شوم
و تنهاييم را در ميان انگشتانم محکم بفشارم
مينوسم چون سخت شده ام
نشانه ي پيماني که بينمان بستيم را توي صندوقچه خاطراتم
زير گل سرهاي رنگارنگم قايم کرده ام
تا کسي نفهمد
بزرگ شدن درد دارد ...............
 

|
نويسنده : ye ashegh | تاریخ : پنجشنبه ششم تیر 1387

معصومیت غریب!!!

بهش عادت کرده بودم.............به نگاش دلبسته بودم

فکر میکردم واسم میمونه............مثل نفس بود واسه من خودش میدونه

روز و شبم پر شده از اشک وغصه. باغچه دلم پر شده از گلای یاس !

رنگ زندگی برایم سیاه شده . ....آسمون قلبم حسرت پریدن پرنده ی تک پرشو میخوره...

درد قلب شکسته ام را به که بگویم. مگر برای من از او بهتر هم بود. همیشه بهش میگفتم من

لیاقت تو رو ندارم ! ما پسرا وقتی یکی تو زندگیمونه قدرشو نمیدونیم اما وقتی میره ...........

جداییمون نه تقصیر من بود ! نه تو! تقصیر تقدیر بود!!!

نه ببخشید تقصیر من بود که حماقت کردم و حرفهای دلمو به یه نا رفیق گفتم.

یه نا رفیقی که فقط در حقش رفاقت کردم. نمیدونم خدا چه جور جوابشو میده.

اصلا شاید تا الان جوابشو داده باشه. خدا خودش میدونه که من بخشیدمش. عشقم هم بخشیدتش. فقط مونده خدا ببخشه.

خدایا ........................................کسیکه یک چشم منو اشک کرد و یک چشممو خون

و دل یک دختر طفل معصوم را شکست ...............ببخش.

پریسا کاش بدونیکه دلم خیلی برات تنگ شده.

کاش بدونی ماتم دنیا بی تو فقط گریه میخواد     کی میدونه این حسرتا چه کرده با روز و شبام

برات از صمیم قلب آرزوی خوشبختی میکنم. امیدوارم اون دستای غریبه که داره تو دستات میره

تو رو خوشبخت کنه. من به درک. اصلا نمیخوام فکر من باشی. فقط اینو بدون که یک عمر با حسرت داشتنت زندگی میکنم و یک عمر دعا میکنم تا تو به همه ی آرزوهات برسی.

خدانگهدار عزیزم .......اما نمیشه باورم.......توی چشام نگاه نکن ......این لحظه های آخرم


|
نويسنده : ye ashegh | تاریخ : پنجشنبه سی ام خرداد 1387

جدایی

دلم مي خواست من باشمو تو با يک دنياي خالي.دوست داشتم تو باشي منو دو قلب ﭘر احساس.اما نميشه
بدون تو دنيا برام ارزشي نداره.کاش خودم مي مردم. اما مرگ لحظه هاي ﭘر احساس زندگيمو نمي ديدم.خدايا چه سخته.تحملش چه سخته
اما مي دونم که اگه نشد باهم باشيم .اما قلبامون هنوز باهمه.من الان بيش از هر زماني اون دلي که بهم دادي تو قلبم حس مي کنم
امشب اگه تنهام
اگه نيستي باهم اشک بريزيم.اما ضربان قلبتو توي دلم احساس مي کنم
اگه هر شب از شوق بودن با تو خوابم نمي برد.امشب از درد جدايي و غم نبودنت نمي تونم بخوابم
نيستي اما من حست مي کنم.باهام حرف نمي زني اما من صداتو مي شنوم که تو دلت داري حرف مي زني.نمي بينمت اما با همه وجود تو ذهنمي
الان به ياده لحظه آخر افتادم.لحظه آخر صدات لرزيد.صداي منم لرزيد
وقتي صدات قطع شد باور لحظه ها برام مشکل شد.تازه فهميدم که ديگه هرگز اين صدارو نمي شنوم.اشک ريختم.اما چيزي عوض نشد
من موندم با يک جاده بي انتها که از اين به بعد کسي رو براي همراهي ندارم.چه دردناک بود اون لحظه.قدرت تحملشو نداشتم.اما چاره اي جز تحمل نداشتم
زندگي با من چي کار کرد؟امشب چه طولاني شده.بغضمم نميشکنه. امشب همه چيز عزاب آور شده.سکوت٫بغض خفه کننده٫ فکر تو٫ صداي ضربان قلبم٫ تحمل٫ نفس کشيدنم٫ باور لحظه هام و نگه داشتن قلبي که تو به من دادي
سخته.سخت تر از حد توانم.حست ميکنم. با همه وجود حست مي کنم.مي دونم که الان داري به من فکر مي کني.مي دونم. باور دارم
با من نيستي اما من تورو با ذره ذره وجودم حس مي کنم
مي دونم که تو هم منو حس مي کني
دارم آهنگايي که با همه وجود به تو دادم گوش مي دم.اون روز که اون آلبومو به تو دادم مي دونستم که توي اين شب که عزاب آور ترين شب زندگيمه تنها اين آلبوم ميتونه منو با آهنگاش باور کنه.براي همين به تو دادم. تا تو هم تو اين شب بري سراغش.کاش تو هم الان گوش بدي و مثل من خودتو به احساس واقعي اين آهنگا ﺑﺴﭙاري
يک بار بهت گفته بودم.الان بازم ميگم.به تو ساده دل ندادم که بري ساده ز يادم.هر چقدر بيشتر فکر مي کنم کمتر مي تونم باور کنم که ديگه باهم نيستيم
چه ﭘاک بود اين احساسي که بين ما بود.چه ساده بوديم هردومون
ما که توقع زيادي نداشتيم.فقط مي خواستيم خودمونو فداي احساسي که برامون ارزش داشت بکنيم. اما نشد
زندگي به ما مهلت نداد
خدايا زندگي چه بي رحمه
ما که توقع زيادي نداشتيم. فقط مي خواستيم با هم باشيم.اما زندگي اين حقو از ما گرفت.کاش بودي و مي ديدي که بدون تو دليلي براي ادامه ندارم
ساعت ها از لحظه آخره با هم بودنمون گذشته.اما من انگار تو اون لحظه متوقف شدم
دوست ندارم که از ذهنم بيرونش کنم
خدايا چه سخته جدايي.هنوز به اندازه نصف روز از لحظه آخر نگذشته اما من طاقتم داره تموم ميشه.چقدر دلم برات تنگ شده
دلم بد جوري گرفته.اما اين بار تو نيستي که برات از دل تنگيام بگم.ستاره دلتنگي هاي منم امشب تو آسمون گم شده.ﭘيداش نمي کنم
اين شبم که به آخر نميرسه
خدايا اين زجر تا کي مي خواد ادامه داشته باشه؟چرا ديشب که با هم مي خنديديم زود گذشت؟ولي امشب که با هم نيستيم ﭘايان نداره؟
مي خوام از خدا بخواهم که به هر دومون کمک کنه.من دعا مي کنم تو هم دستاتو بالا بگير تا دعامون بر آورده بشه.مي دونم که سخته اما بيا باور کنيم که براي ما بازگشت امکان نداره
نمي دونم امشب تا کي مي خواهد طول بکشه
اما من تحمل مي کنم.تو هم تحمل کن.ميدونم که ميگي سخته.مي دونم که داري اشک ميريزي و ميگي نميخوام
اما اينم مي دوني که ما مجبوريم که زير بار غصه هامون تحمل کنيم .ﭘس منم با تو اشک ميريزم و سعي مي کنم که با هر قطره اشکم هم باورمو بيشتر کنم و هم احساسمو
دوستت دارم براي هميشه.مي دونم که تو هم تا آخرين لحظه دوستم خواهي داشت
مي خوام برم .برمو از فردا با سکوت و دل شکستم يک زندگي بي دليلو شروع کنم.ميخوام برم و با همه اين چيزايي که اتفاق افتادباز خدارو شکر کنم.تو هم برو.برو تا کم کم بتوني باور کني که هميشه هر چي تو زندگي دوست داشته باشي بهش نميرسي
دلم برات چه تنگه .دنيا دلش چه سنگه
دنيا حسابي مارو دور خودش دوونده.صبرم زياده اما عمري ديگه نمونده
برام سخته.خيلي هم سخته
اما بايد بگم
خداحافظ زيباترين لحظه هاي زندگي من.خداحافظ خاطرات من
خداحافظ براي هميشه


|
نويسنده : ye ashegh | تاریخ : دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387


تو این نامهربونی ها  دارم از غصه میمیرم               رفیق روز تنهایی یه روز دستاتو میگیرم

آه خدای قشنگ من. ببین چگونه دلم را شکستند. مگر جرم من جز عشق بود؟

به هرکه دوستی کردم

                            زد به قلم خنجری

                                                  عاشق هر کس شدم

                                                                       شد نصیب دیگری...

به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته          نگو از دوری کی  نپرس از چی گرفته

چه دردیه خدایا نخواستن اما رفتن                برای اونکه سایه است همیشه رو سر من

 سلام عشق قشنگم. نمیدونم میتونی اینو بخونی یا نه . میخواستم بگم دلم بدجوری هواتو کرده.

دارم از دلتنگی دیوونه میشم. به خدا الان دارم گریه میکنم. نمیدونم چی بگم. فقط میخوام بدونی  که

همیشه به یادتم و تا آخر عمر با حسرت داشتنت زندگی میکنم. تو رو خدا اونیکه این بلا رو سر ما اورد 

ببخش. درسته ما رو یک عمر از هم جدا کرد ولی بازم ببخشش و دعا کن اون مثل ما نشه و به عشقش 

برسه.ما که فکر نکنم دیگه به هم برسیم امیدوارم اونیکه با تو زندگی میکنه لیاقت فرشته ی مهربون و

نجیبی مثل تو رو داشته باشه. تو رو خدا  اگه تونستی به من زنگ بزن. به خدا دیوونه شدم. یه چشمم

شده اشک و یه چشمم خون.بهت قول میدم حالا حالا ها ازدواج نکنم و تا حداقل ۱۰ سال دیگه با 

خاطرات تو زندگی کنم. اینو بدون که همیشه دوستت داشتم و دارم. امیدوارم به هرچی قشنگی تو 

دنیاست برسی و خلاصه خوشبخت بشی.

کاش بدونی که روز و شب بی قرارتم . نمیتونم ببینم دستت تو دست یه غریبه باشه. فقط تو رو خدا هر

جور شده یکبار دیگه زنگ بزن. میخوام صدای رویای قشنگ زندگیمو یکبار دیگه  بشنوم و باهاش برای

همیشه...................

هرچی آرزوی خوبه مال تو     هرچی که خاطره داری مال من

                                                      اون روزای عاشقونه مال تو   این شبای بی قراری مال من........................................................................................


|
نويسنده : ye ashegh | تاریخ : سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387

جستجو



در كل اينترنت
در اين سايت


خبرنامه


كد خبرنامه را اينجا قرار دهيد

نظرسنجي

كد نظرسنجي را اينجا قرار دهيد

آمار سايت




Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :


گالري قالب وبلاگ
نرم افزار و بازی موبایل
انجمن آموزشی و تفریحی
برترین سایت تفریحی برای جوانان
گالري زيباي عكس ويندوز
همه چيز در يك سايت
درج آگهي در سايت اورانوس
معرفي وبلاگ به 40 جستوجوگر
جديد ترين كدهاي جاوا
كدهاي جاوا
وب در وب
تبليغ رايگان براي شما
.بزرگترین لینک باکس ایرانیان
معرفي وبلاگ به 150جستوجوگر
شعر .آهنگ و قالب
قالب و همه چيز
قالب كدجاوا و....
بهترين نرم افزار ها
سگان
قالب و ترفند
اتاق آبی
ترفند .دانلود و.....
طراح گرافیکی ترین قالب های وبلاگ
وبلاگ پسران گنبدی

آموزش جاوا
وبلاگ قالب

آرشيو لينكدوني


Template Design By : GHALEBKADEH